آه یکی بود یکی نبود
یه عاشقی بود که یه روز
بهت می گفت دوست داره
آخ که دوست داره هنوز
دلم یه دیونه شده
واست میازاره هنوز
از دل دیونه نترس
آخ که دوست داره هنوز
وای که دوست داره هنوز
شب که میشه به عشق تو
غزل غزل صدا می شم
ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم
گفتی که با وفا بشم
سهم من از وفا تویی
سهم من از خودم تویی
سهم من از خدا تویی
گفتی که دلتنگی نکن
آخ مگه میشه نازنین
حال پریشون منو
ندیدی و بیا ببین
شب که میشه به عشق تو
غزل غزل صدا می شم
ترانه خون قصه ی
تموم عاشقا می شم
نوشته شده توسط نغمه نی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدایا تو خیلی بزرگ هستی و من خیلی کوچک هستم
جالب این جاست که تو به این بزرگی هیچ وقت من را به این کوچکی فراموش نمی کنی
ولی من به این کوچکی توی به این بزرگی رو گاهی
فراموش می کنم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY