تو ای جـان دل مـن ، هسـتـی مـن تو ای در شـام غم ها مستـی من
تو ای بنشـسـته با حـور در وجودم تو ای امیـد و عـشـق و تار و پـودم
تو در چشم منی هر جا که هستم تو را هرجا که هستی می پرستم
دل درد آشــــنـا را در تـو دیــدم تـو می دانـی خــدا را در تـو دیـدم
نمی دانم که بی تو چیـستم من اگـر روزی نبـاشـی نیـسـتـم من
در ایـن سـیـنـه دلـی دیـوانـه دارم چه گـویـم دشمنـی در خـانه دارم
حسـد با خـون بـود نقـش وجـودش هـمین از سر بسـوزی تار و پودش
اگـر آسـوده هم ماند که دل نیسـت
دل است این نازنینم سنگ و گل نیست
نوشته شده توسط نغمه نی در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 22:41 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدایا تو خیلی بزرگ هستی و من خیلی کوچک هستم
جالب این جاست که تو به این بزرگی هیچ وقت من را به این کوچکی فراموش نمی کنی
ولی من به این کوچکی توی به این بزرگی رو گاهی
فراموش می کنم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY