نیایش
خدایا تو خیلی بزرگ هستی و من خیلی کوچک هستم
جالب این جاست که تو به این بزرگی هیچ وقت من را به این کوچکی فراموش نمی کنی
ولی من به این کوچکی توی به این بزرگی رو گاهی
فراموش می کنم

نوشته شده توسط نغمه نی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 20:40 موضوع | لینک ثابت

توی دنیایی که قلبا ، هر کدون یه جا اسیرن
کاش به فکر اونا باشیم که از این زمونه سیرن
اونا که تو عصر آهن ، تشنه ی یه جرعه یادن
کاش که دست کم نگیریم ، اینجور آدما زیادن
نذاریم که تو چشاشون ، بشینه دونه ی اشکی
اونا فانوسن و خاموش ، آره فانوسای مشکی
دنیاشون شاید یه شهره ، خالی از قهر و دو رنگی
توی سینشون یه قلبه جای این دلای سنگی
چهرشون شاید به ظاهر مث دیگران نباشه
اما نور مهربونی ، توی شهرمون می پاشه
غم چشماشون عجیبه ، توی خاطرا می مونه
ما ازش خبر نداریم ، چیزی رو که اون می دونه
توی این عصر پر از درد، خیلی آدما یه دنیان
خیلیا تو جمع دنیا ، بی قرار و تک و تنهان
زیر سایه ی سلامت ، هواشونو داشته باشیم
توی جمع بی قرارا ، عطر خوشبختی بپاشیم
به بهونه ی زمونه ، نذاریم که برن از یاد
بذاریم زنده بمونن ، مث عشق پک فرهاد
قصه ی فانوس مشکی ، صحبت دیروز و فرداس
قصه شون مال حالا نیست ، از حالا تا ته دنیاس
نمی گم با این ترانه ، گل کنه محبتامون
جایی رو باید بگیرن ، همیشه تو فرصتامون
این ترانه یه اشارس به دلای خواب و بیدار
که به یاد اونا باشیم همه به امید دیدار
غم تنهایی رو باید از نگاهشون بخونیم
خدا خیلی مهربونه ، اگه ما بنده ی اونیم
نوشته شده توسط نغمه نی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 20:24 موضوع | لینک ثابت
| غم تنهایی اسیرت میکنه | |
|
چرا وقتی که آدم تنها می شه غم و غصه اش قد یک دنیا می شه میره یک گوشه پنهون می شینه اونجا رو مثل یه زندون می بینه غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار توی جنگل لب چشمه، می نشستیم، من و یار
غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه دل این آدما زشته، دیگه زیبا نمی شه اون بالا باز داره زاغه ابرا رو چوب می زنه
اشک این ابرا زیاد ولی دریا نمی شه غم تنهایی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه |
نوشته شده توسط نغمه نی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 20:19 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدایا تو خیلی بزرگ هستی و من خیلی کوچک هستم
جالب این جاست که تو به این بزرگی هیچ وقت من را به این کوچکی فراموش نمی کنی
ولی من به این کوچکی توی به این بزرگی رو گاهی
فراموش می کنم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY